داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی گودال

داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی گودال

قسمت ۱۱ یازدهم سریال ترکی گودال +داستان کامل و خلاصه

یاماچ می رود به خانه تا شام بخورد. یک سکوت عمیق در سر میز شام حاکم است که ناگهان سنا در مورد نمکدان حرف می زند. او خنده اش می گیرد و سعی می کند فضا را عوض کند در این میان سلطان چپ چپ به او می نگرد…برای عوض شدن فضا حتی از برادر زاده اش عاجر جدول ضرب هم می پرسد

ضرب های دو رقمی در دو رقمی توسط او ذهنی حل می شوند. یاماچ در می یابد که او بسیار تیزهوش است و همین تیزهوشی باعث می گردد تا در مدرسه حوصله اش سر برود

در اول این مطلب گفتیم که برای شام به خانه رفت. حالا موقع خواب فرا رسیده و قبل از اینکه بخوابد پیش مادرش رفته و از او درخواست می کند که با سنا مهربان باشد

سلطان میخواهد رفتارش را توجیه کند او می گوید که اصلا مثل ما نیست حتی نمی داند کی باید حرف بزند و چه موقع سکوت اختیار کند

او به مادرش می گوید : تو هم وقتی با ادریس ازدواج کردی یتیم بودی و مادر شوهرت مخالف ازدواجت بوده. سپس دست مادر خود را می بوسد و از او درخواست می کند که مهربان باشد

میز صبحانه در روز بعد چیده می شود او از سنا دعوت می کند تا سر میز حاضر شود. سپس با کلی مقدمه چینی در مورد عادات خاندان گودال از او می خواهد تا این نظم خدشه دار نشود

سپس سلیم، امی، پاشا و او (یاماچ) در مورد موفقیت هایشان صحبت کرده اند و اینکه چطور صندوق را پر پول کرده اند.

داستان قسمت 11 گودال

قسمت ۱۱ سریال گودال و خوانندگی

در قسمت ۱۱ گودال داریم

امی در مورد یک پروژه ی دیگر سخن به میان می آورد . او می گوید که خواننده ای را می شناسد به نام ماکان که پدر او از اهالی قدیم محله گودال بوده است. آن ها از بعضی از افراد طلبکار هستند و اگر نتوانند پولشان را نقد کنند پای امی را به میان می کشند، اگر بتواند نقد کند درصدی هم به او می رسد.. در این میان یاماچ از ته دل افسوسی می خورد و می گوید کاش من هم به جای سبک راک پاپ را انتخاب می کردم تا بتوانم بیشتر پول در بیاورم

سلیم مانند یک آدم آشفته به نظر می رسد. پاشا به او نگاهی می اندازد و می گوید که سلیم صدایش قشنگ است و می تواند پاپ بخواند ولی تو نمی توانی

با این وجود از این حرف اعصابش به هم می ریزد و عصبانی می شود. او حتی تصور می کند که به او توهین کرده اند و شروع می کند به داد و بیداد کردن

سپس از وارتلو سوال می کند که چرا پیشنهاد یاماچ برای آمدن به دره را قبول کرده است. وارتلو در جواب سلیم این طور پاسخ می دهد که وقتی نتوانستیم در گودال بمانیم و نفس راحتی بکشیم به دره آمدی؟ به زودی می فهمی که من چرا دره را انتخاب کردم. سلیم می گوید فقط عجله کن، هر کاری داری زمین بگذار ، اینجا جای فکر کردن های بیخودی نیست. حتی رئیس گفته است که نباید تولید کنی و حتی اگر تولید کنی نمی گذارند بفروشی

وارتلو وقتی این سخنان را می شنود شکه می شود و هنگام رفتن سلیم او را صدا می زند. یاماچ برای اطلاع از نحوه کشته شدن قهرمان پیش علیچو می رود.

آگاه شدن از صحنه قتل در قسمت ۱۱ سریال گودال

او وقتی از جزئیات صحنه ی قتل آگاهی پیدا می کند. اشک در چشمانش حلقه می زند و می فهمد کسی در این میان خبرچینی کرده است. سپس از سلیم می خواهد که افراد را در حیاط خانه جمع کند او پیش افرادش می رود و هنگام صحبت کردن با آن ها در چشمانشان خیره می شود این را هم بدان که ما فعلا موقتی با ورتلو آشتی کرده ایم و تنها چاره ی ما همین بود

سلیم می گوید بعید می دانم که این افراد جاسوسی کنند چون من سال هاست که با این ها کار می کنم. ممکن است حتی خود یاماچ کاری کرده باشد شاید هم نه….او افراد را از ذهنش بیرون می کند. یاماچ می گوید روزی که پلیس به آن جا یورش برد . تک تیراندازها روی پشت بام نشسته بودند

این را به تو نگفتم!

سلیم در پاسخ جواب می دهد عجب! یعنی تو به من هم شک داری واقعا لایک داری به مولا خخخخخ که به برادر خودت هم شک داری!

یاماچ می گوید ما هنوز خبر چین را پیدا نکرده ایم و تا زمانی این کار را انجام نداده ایم درست نیست که به وارتلو آسیب برسانیم. کاش پدر الان زنده بود. یقین دارم که او می توانست بهترین تصمیم را بگیرد…. در این میان ادریس ناگهانی به هوش می آید.

خب دوستان قسمت ۱۱ سریال ترکی گودال را هم مورد بررسی قرار دادیم. با سایر اپیزود ها به زودی در خدمت شما عزیزان هستیم.

dastan

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

14 + 12 =