داستان قسمت ۱۹۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان قسمت ۱۹۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

قسمت ۱۹۶ سریال دیدنی سیب ممنوعه + داستان کامل و خلاصه

هالیت به خانه ی لیلی می رود  آن ها حرف های عاشقانه رد و بدل می کنند و با یکدیگر شام میخورند. در شرکت وقتی لیلی می گوید که قصد تغییر مهمان خانه اش را دارد یکی از خانه هایش را برای او آماده می کند تا راحت باشد

زرین و لیلا به همراه شاهیکا و ییعیت برای خوردن غذا به رستوران رفته اند. شاهیکا و زرین آن ها را تنها می گذارند تا بتوانند حرف هایشان را بزنند

ییعیت شروع می کند به معذرت خواهی کردن او از رفتار زشتش پشیمان است با این وجود لیلا تصمیم ندارد که با او باشد. او سخت دلشکسته است

رابطه ی آن ها در همین جا تمام می شود. در خانه کایا به اتاق اندر می رود. با این حال اندر به خاطر شاهیکا از دست او ناراحت است. او میگوید که جایش دیگر در خانه نیست و می توانند به ازدواجشان خاتمه دهند و بروند پی زندگی خودشان

کایا از این موضوع ناراحت است اما قبول می کند.او به اندر می گوید که به خاطر ییعیت و البته به خاطر خودش می خواهد در آن خانه بماند. اندر از این تصمیم او راضی و خوشنود می شود

کمی بعد شاهیکا وارد خانه می شود و می فهمد که این دو با هم هستند . او کاغذی را آتش می زند تا آژیر آتش به صدا درآید و با این کار بتواند آن ها را از خانه بیرون بکشد.

اندر که می فهمد شاهیکا چرا این کار را انجام داده از این موضوع حرصش می گیرد.

بعد شاهیکا کایا را به عمد نگه می دارد و با او صحبت می کند تا برای خوابیدن وارد اتاق اندر نشود. در خانه ییلدیز با شوهرش هالیت تماس می گیرد اما او که شب و روزش را پیش لیلی گذرانده است جواب تلفن را نمی دهد

زرین رو به ییلدیز می کند و او را نصیحت می کند تا بیشتر مراقب شوهرش باشد. چون به سن حساسی پا گذاشته است و از این لحاظ به مراقبتهای بیشتری نیاز دارد

کمی بعد لیلا به زرین می گویید که از ییعیت جدا شده برای همین زرین خود را مسبب این جدایی نمی داند و خوشحال می شود

صبح پس از اینکه هالیت از پیش لیلی می رود او به شاهیکا زنگ می زند تا خصوصی با یکدیگر صحبت کنند

در شرکت وقتی جانر می فهمد که اندر به کایا علاقمند است اول متعجب شده و سپس اندوهگین می شود. او فکر می کند که خواهرش دیگر برای او اهمیتی قائل نیست. او تا به حال ندیده است که خواهرش عاشق بشود

شاهیکا به خانه لیلی می رود و او ماجرا  برایش تعریف می کند. برای همین چون نقشه ی آن ها گرفته خوشحال می شوند.

او به لیلی می گوید که تا زمانی رابطه ی شما جدی نشده کسی نباید بویی ببرد در این مدت حسابی هالیت را به خودت وابسته کن بعد ساعت گران قیمتی را در دستش می بیند که هالیت به او هدیه داده است

در شرکت وکیل هالیت برای او پیشنهادی در مورد معدن ههای طلای آفریقا پیدا کرده است که با سرمایه گذاری در آن می توانند بدهی هایشان را پرداخت نمایند

این کار از نظر آن ها ریسک دارد اما هالیت می گوید که باید ریسکش را پذیرا باشند. او به هیچ وجه نمی تواند قبول کند که نادر سهام را بخرد

 

مطالب پیشین در مورد داستان قسمت ۱۹۶ سیب ممنوعه

سلام به مخاطبین عزیز وبسایت.

امروز سریالهای پر طرفدار کشور همسایه بسیار زیاد شده اند به گونه ای که توضیح دادن در مورد همه ی آن ها کاری زمانبر است. با این وجود ما به توضیحات خود ادامه می دهیم.

البته متن هایی که منتشر می کنیم کاملا منطبق است بر اپیزودی خاص ولی سعی میکنیم اندکی خلاصه تر و قابل فهم تر باشد. همین که قابل فهم باشد نیمی از مشکلات حل می شود

این مجموعه ی دوست داشتنی یکی از بهترین هاست. دلیلش هم روشن است و آن مخاطب پذیری مجموعه است.

در اپیزود پیشین چند موضوع مورد بررسی قرار گرفت. موضوع اول این بود که لیلی به هالیت نزدیک تر شده بود. موضوع دوم پیرامون بدهی های مالی شرکت بود و هالیت برای این کار مجبور بود که یا سهامش را به نادر بفروشد و یا وامی تهیه کند و بدهی های خود را تسویه نماید که البته مورد دوم را انتخاب نمود .

مورد سوم پیرامون شخصیت های دیگری است مثلا مورد تمسخر قرار گرفتن شدید ییعیت که این اندکی خلق و خویش را عوض کرد و او دیگر آن آدم سابق نبود.

خب دوستان داستان قسمت ۱۹۶ سیب ممنوعه را بیان کردیم با سایر اپیزودها در خدمت شما عزیزان هستیم

 

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

چهار × 5 =