داستان قسمت ۱۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان قسمت ۱۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان کامل قسمت ۱۹۸ سریال سیب ممنوعه + خلاصه

ییعیت به همراه اندر و کایا برای یک شام خانوادگی به بیرون از خانه می روند. آن ها تصمیم گرفته که به بچه اشان بگویند قرار است با هم زندگی کنند

در این میان ییعیت بحث جدایی را پیش می کشد ولی اندر و کایا می گویند که به همدیگر علاقه دارند. برای همین ناراحت می شود که چرا این تصمیم پنهانی را اتخاذ کرده اند و او را در جریان قرار نداده اند

اندر تلاش زیادی می کند تا او را آرام کند ولی او بلافاصله یک حلقه ازدواج بیرون می آورد و آن را به اندر می دهند

اندر مطلع است که گویا کایا و ییعیت از قبل نقشه کشیده اند تا یک شگفتانه برای او ایجاد کنند. در این گیرودار کایا حلقه را در دستان اندر قرار می دهد و سپس همگی از این موضوع راضی و خشنود می شوند

در رستوران یکی از دوستان لیلا عکسی را از ییعیت می گیرد و آن را برای لیلا ارسال می کند او وقتی می بیند عشق سابقش شاد و خندان است و اینگار که آب از آب تکان نخورده است دلخور می شود.

داستان قسمت 198 سیب ممنوعه

ییلدیز سعی می کند تا مرهمی باشد بر زخم های دل او و به او می گوید وقتی خودت این رابطه را تمام کرده ای نباید پیگیر و ناراحت باشی

ییعیت به همراه اندر و کایا به خانه بر می گردند و در خانه شاهیکا با این تصور که آن ها قرار است جدا شوند خوشحال است

اما وقتی ییعیت از قطعی بودن ازدواج این دو نفر سخن به میان می آورد. حرص و حسادت تمام وجود شاهیکا را فرا می گیرد.

اتمام حجت کایا نسبت به خواهرش در قسمت ۱۹۸ سیب ممنوعه

در قسمت ۱۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه داریم

کایا به خواهرش می گوید که اگر میخواهی عضوی از خانواده باشی همسر مرا ناراحت و اذیت نکن.

هالیت در خانه لیلی پس از صرف شام با او به گفت و گو می نشیند. لیلی رو می کند به هالیت و می گوید پیشنهاد طراحان برای مدل شدن را رد کرده است.

او با این بهانه که نمی خواهد مشهور شود صحبت می کند و میگوید دنیال یک زندگی آرام است و نه پول یا مقام

هالیت از این حرف ها به شگفت می آید و حسابی متاثر می شود. شاهیکا در فردای آن روز پیش لیلی می رود و میگوید که با فاروک صحبت کردم تو باید جلوی چشم اندر جوری وانمود کنی که اینگار به او علاقمند هستی

ییلدیز هم شروع میکند به جر و بحث کردن با هالیت و اینکه چرا دیر آمده است. البته او خود را حق به جانب می داند و تمام حق را به خودش می دهد

راننده نادر می رود دیدن هالیت و می گوید که از کار اخراج شده است. او در ازای فروش اطلاعات پول می خواهد مثلا از ارتباط نادر با زن صالح یکی از سهامداران شرکت سخن به میان می آورد

البته هالیت به آسانی قبول نمی کند و صحت این گفته ها باید تایید شوند

اندر با ییلدیز تماس می گیرد و میگوید نگران هالیت نباش ، چون لیلی و فارک با هم هستند و من آن ها را با یکدیگر دیده ام. البته باید تحقیقات بیشتری کنم

هالیت به اتاق نادر می رود و میگوید تو یک آدم هرزه هستی من میدانم چکار میکنی، تو باید رسوا شوی

نادر خیلی خونسرد می گوید من چیزی را از دست نمی دهم اما اگر ییلدیز بفهمد تو به لیلی علاقمندی ، خانواده ات را از دست خواهی داد

در این گیرودار او گوشی را بر میدارد و با ییلدیز تماس می گیرد و می گوید که میخواستم یک مساله ای را برای شما توضیح دهم.

هالیت وحشت می کند و فقط به او خیره می شود.

خب دوستان قسمت ۱۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه بیان شد با سایر اپیزود ها در خدمت شما هستیم

 

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

16 + 5 =