داستان قسمت ۲۰۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان قسمت ۲۰۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان کامل و خلاصه قسمت ۲۰۲ سیب ممنوعه

صبح زرین برای اینکه قبل از رفتن هالیت برای او اندکی صحبت کند وارد اتاقش می شود. او به هالیت می گوید حس میکنم مشکلاتی برایت پیش آمده اما آن ها را پنهان می کنی

سپس به او میگوید رفتارهای حال تو را در گذشته دیده ام و این رفتارها برای آشناست. شاید کسی وارد زندگی ات شده باشد

هالیت عصبانی می شود و چنین موضوعی را پنهان می کند برای همین زرین بحث را ادامه نمی دهد. ییعیت پیش نادر می رود. او خبر رفتنش را می دهد اما در مورد خداحافظی کردن با لیلا دو دل است

نادر به او می گوید که بهتر است با توجه به تصمیمی که در مورد لیلا دارد با او برخورد کند و اگر احتمال می دهد که قرار است دوباره با یکدیگر باشند برای اینکه ذهنش درگیر نشود، خداحافظی هم نکند

اندر با ییلدیز قرار می گذارد. او می خواهد خیانت نادر را برایش گوشزد کند. ییلدیز در مرود رفتارهای بد هالیت در این روزها سخن به میان می آورد. حتی زمانیکه که جشن تولدش را کنسل کرد

با این حال میخواهد این رفتارها را تحمل کند که مبادا پسرش بی پدر بزرگ شود. او بغضی می کند و میگوید به گمانم می توانم با هالیت زندگی خوبی داشته باشم و هنوز هم می توانم خوشبخت باشم

داستان قسمت 202 سیب ممنوعه

اندر وقتی حرف هایش را می شوند از اظهار کردن این حقیقت منصرف می شود و نمی خواهد زندگی آن ها با گفتن حرفها نابود شود

ییعیت با لیلا تماس می گیرد. لیلا خوشحال می شود و سر صحبت را با او می گشاید. او از لیلا خبر می گیرد و صمیمانه با او صحبت می کند اما چیزی نمی گوید در مورد اینکه قصد رفتن دارد.

بعد از قطع تماس لیلا به زن بابایش می گوید که دلش تنگ شده است و ییعیت را واقعا دوست دارد. او می گوید که احساست را پنهان نکن.

ناراحتی لیلا در قسمت ۲۰۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

در قسمت ۲۰۲ داریم

برای همین برای دیدن ییعیت به خانه کایا می رود.

ییعیت با کایا و اندر در شرکت خداحافظی می کند و میخواهد که آن ها به فرودگاه نیایند او مستقیم به فرودگاه می رود

لیلا به خانه کایا می رود او از خدمتکار می شنود که ییعیت امروز به سوئیس رفته است او بسیار ناراحت می شود و به خانه بر می گردد

زرین طاقت نمی آورد او می خواهد قبل از رفتنش با ییلدیز صحبت کند ضمن اینکه از وضعیت هالیت و ناراحتی او هم ناراحت است

او می گوید به نظرم هالیت با کسی در ارتباط است چراکه این رفتارها برای من بسیار آشناست. ییلدیز شکه می شود و گریه کنان به بیرون از خانه می رود او تاکسی می گیرد و به سمت شرکت هالیت رهسپار می شود. او در راه با شوهرش تماس می گیرد، خود را مقصر می داند و از شوهرش معذرت خواهی می کند. سپس می خواهد که شب را با یکدیگر باشند اما او می گوید که جلسه دارم و نمی توانم بیایم

او چیزی نمی گوید و تلفن را قطع می کند چراکه به خیانت شوهرش پی برده است. زرین با بچه ها خداحافظی می کند او قصد بازگشت به آمریکا را دارد پس روانه فرودگاه می شود

در خانه اندر و کایا می خواهند برای ماه عسلشان به مالدیو بروند. او همه جا دنبال پاسپورتش می گردد اما پیدایش نمی کند

همه ی این شیطنت ها زیر سر شاهیکاست در واقع او پاسپورت را پیدا کرده و پاره کرده است تا اندر به همراه کایا نتواند به ماه عسل برود

اندر حس می کند که این کار از عهده ی شاهیکا بر می آید ، اما او مقابل برادرش مظلوم نمایی می کند.

در نتیجه ی این عمل سفر آن ها کنسل می شود .

ییلدیز با تاکسی هالیت را تعقیب می کند و به این موضوع پی میبرد که پیش لیلی می رود.

او وقتی شوهرش را تعقیب می کند به خانه ی لیلی می رسد …در می زند و آن دو از دیدنش شوکه می شوند.

خب دوستان قسمت ۲۰۲ را برای شما بازگو کردیم با سایر اپیزودها در خدمت شما عزیزان هستیم

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

8 + 16 =