داستان قسمت ۷۴ سریال لروکس

داستان قسمت ۷۴ سریال  ترکی لروکس (همه جا تو)

قسمت ۷۴ سریال همه جا تو+ داستان کامل و خلاصه

این سریال ترکی یکی از محبوب ترین سریال های حال حاضر است و ما در این پست در مورد قسمت ۷۴ این سریال ترکی صحبت می کنیم:

شروع…

در اول این قسمت به آیدا گفته می شه که برو و ازمی هم کنار آن ها ایستاده و میگه؟ شما الان دارید رمزی حرف میزنید؟ چیزی رو دارید مخفی می کنید که میگه نه ازمی جان من واقعا کاردارم و باید برم شرکت بعدشم باید برم خونه و برنمیگردم شرکت. لب تابمو با خودم می برم

در سکانس بعدی لروس که لباس سبزی بر تن دارد در گوشه ای نشسته است و دمیر در حال نگاه کردن به اوست و یک تیشرت آبی رنگ بر تن دارد که یهو خنده اش می گیرد. بهش میگه داری میخندی ؟؟؟؟ واقعا؟؟؟

او نزدیک تر می شود و به او می گوید : تونستی جایی انتخاب کنی؟ لروکس میگه انتخاب کردم میخوام برم تبت. اونجا میخوام خوش باشم و خوش بگذرونم که دمیر بهش میگه لازم نیست اینقد دور بری، یعنی اگه بخوای می تونیم خودمونو تو این خونه حبس کنیم، جواب تلفن ها رو هم نمیدیم سر کارنریم، تلفنا رو هم جواب ندیم. ما میتونیم وجود دنیای بیرون رو فراموش کنیم و بعد یک صحنه عاشقانه رقم می خورد. او به دمیر میگه. دمیر نکن. همه چیو مسخره نکن. که اونم بهش میگه تو الان واقعا جدی هستی. واقعا میخوای این کارو بکنی؟ به نظرم یکم پیش تر خیلی جدی نبودی که لروکس میگه خودمم نمی دونم چی میخوام ذهنم خیلی مشغوله. شاید وقتی کنارمی نمی تونم تمرکز کنم …..او می رود.

داستان قسمت 74 سریال ترکی لروکس

کمی بعد تلفن مروه به صدا در می آید. لروکس پشت تلفن است. مره بهش میگه: دختر گفتم مزاحمت نشم برای همین گفتم بهت زنگ نزنم. خب اوضاع خوبه؟ یه چیزی بهش میگه و بعد هم با مروه توی کافه نزدیک ساحل قرار میذاره. اما مروه نمی تواند برود چون بوراک به او می گوید: راستش کلی کار داریم. باید کارای گریم خانم رو برسونیم. او هم سری تکان می دهد و می گوید باشه.

که گریم خانم با شرکت تماس می گیرد و برواک به او می گوید: بله گریم خانم دقیا الان هم داشتیم در مورد کارهای شما حرف می زدیم.

ایلول نزدکی تر و پیش مروه میاد و به او می گوید مشکلی هست؟ میگه نه راستش یه کافه نزدیک ساحل هست که ما همیشه میریم اونجا. خب دیگه نشد. شب بهش زنگ میزنم.

ابراهیم و آیدا در قسمت ۷۴ لروکس / همه جا تو و ملاقات با هیت

در سکانس بعدی آیدا کمی استرس داره و آشفته هست. که ازمی بهش میگه چیه منتظر ابراهیم خانی؟؟؟؟   اونم میگه: نه! منتظر یکی از دوستامم. ازمی بهش میگه ای کلک چجور دوستیه ها ااااا؟؟ چی شده دختر چرا دست و پات می لرزه؟ اونم میگه راستش کسی که قبلا باهاش دوست بودم قراره بیاد. میخواد با ابراهیم آشنا بشه. ای ازمی هم بهش میگه واااااای چراااا؟؟

اونم در جواب میگه راستش ابراهیم خان میخواد بگه میشه با عشق قدیمی دوست باشی. نباید وقتی یه جایی دیدمش دست و پام بلرزه. ای وای من عصبی ام. من الان چی بگم. عصبی ام که دست و پام می لرزه. اونم میگه

ازمی بهش میگه بگو اون دوست سابقت (هیت) خوش تیپ بود یا نه. که اونم یهو سر و کله اش پیدا میشه. و میگه مگه خوشتیپ نیستم! بعدم آیدا بهش میگه اصلا عوض نشدی که اونم میگه خب چرا جک میگی و اشاره ای به هیکل چاق خودش میکنه و میگه من وقتی دانشجو بودم این شکلی بودم؟ بعد کامل اونو به ازمی معرفی میکنه و میگه ما توی شرکت همکاریم.

بعد هیت و آیدا میرن و در گوشه ای میشینن. اون به هیت میگه راستش میخوام یه چیزی رو بهت بگم که کمی عجیبه. میگه چی میخوای با عشق جدیدت آشنا بشم. آیدا بهش میگه وای از کجا فهمیدی اونم میخنده میگه به هر حال هوش یه چیز خدا دادیه

در صحنه بعد دمیر در حال راه رفتن است که به گلخانه می رسد و ودات نزدیک او می آید. میگه خب خیر باشه تنها اومدی. اونم به آهی میکشه میگه داغونم ودات

وقتی این جمله رو از برادرش می شنوه میگه بیا اینجا ببینم. بیااااا و بغلش میکنه و بعد هم بهش میگه میدونم که به این راحتی ها نیست ولی نمیخوای بهم بگی که از هم جدا شدین.

گفت نه راستش نه! ولی خیلی به هم ریخت. اینقد آشفته شد که اصلا نمی دونست چی داره بهم میگه یه لحظه عصبی بودنش رو می دیدم و یک لحظه آروم بودنش رو

اون میخواد محکم باشه ولی نمی دونه چیکار داره میکنه: که ودات بهش میگه نگران نباش اون یه دختر خیلی قوی هست بالاخره خودش حلش میکنه

ولی دمیر میگه چی بگم فردا که میریم شرکت ایلول بازم همون جاست و آهی میکشه..

حرف های خصوصی ایلول و لروکس در قسمت ۷۴ همه جا تو

در سکانس بعد ابلول و لروکس در ساحل با یکدیگر روبرو می شوند. اون به لروکس میگه: بهت گفته؟؟؟؟ راستش خیلی وقت پیش میخواست بهت بگه ولی من ازش خواستم چیزی رو بر زبون نیاره چون تقصر من بود. من اونو شکستم و از دستش دادم. نمی خواستم که اشتباهم این طوری معلوم بشه. اما وقتی تو رو شناختم. تو اینقد خوب بودی که من خجالت میکشیدم چیزی بگم …بحث ادامه دار می شود و بیش تر درد و دل میکنند . ایلول این طور میگه که من در اولین فرصت از اینجا میرم به اونم گفتم تا جایی که از دستم بربیاد سعی می کنم مشکلات مالی رو حل کنم و زود برم. لروکس در پاسخ به اون میگه لازم نیست بری ایلول. لازم نیست زندگیتو به خاطر من و دمیر عوض کنی

بعد به صحنه ی سابق بر می گردد. در گلخانه ودات به دمیر میگوید نگران نباش هر دوی این دختر ها ،دختر های قوی هستند. اونم میگه می دونم ولی هر روز قراره این ها همدیگرو توی شرکت ملاقات کنند.ودات خطاب به برادرش میگه. برادر جان! نگران نباش از شما مثلث عشقی درست نمیشه. شاید کمی ناراحت بشید ولی هیچکس با ناراحت شدن نمی میره.

اونم میگه راستش من به یه چیزایی فکر میکنم. این که سهامم رو بفروشم و همین طور خونه رو و با لروکس از اینجا بریم که برادرش میگه مثلا کجا. اونم میگه هر کجایی که بشه دور از همه چیز. بعد در و دل های این دو تا داداش ادامه پیدا میکنه.

در هر صورت دمیر خودش رو مقصر می دونه و میگه: مقصر تمام این اتفاقات خودم هستم. این برام خیلی سنگین تموم میشه و دوباره آهی از سر دل میکشه.

دوباره دوربین به صحنه ی ساحل می رود. لروکس انگشتر را در دستش میگیرد و می گه: لطفا اینو ازم پس بگیر نمی خوام پیشم بمونه که اون میگه بیخیال من که نمی دونستم قراره گذشته ی منو بفهمی….من نباید راجع به گذشته ی خودم چیزی میگفتم. باید قبل از اینکه باهات صمیمی بشم کارمو می کردم و میرفتم ولی راستش من با وجود اینکه از آدما فاصله می گیرم ولی با تو دوست شدم چون کنار تو حس خوبی داشتم…

لروکس ازش تشکر میکنه و میگه برای قهوه خیلی ممنونم و میره…دوربین روی انگشتر میره که حالا دیگه پیش ایلول هست و صحنه ی راه رفتن و گریه کردن های لروکس را نشان می دهد. سپس روی نیکمتی روبری آی می نشیند. دوربین باز گریه های او را نشان می دهد.

دوربین به سمت سکانس هیت و آیدا بر میگردد. که هیت به او می گوید: چیه؟ داری به چی می خندی؟ که ابراهیم از راه میرسه و آیدا دو نفر رو به هم میعرفی میکنه

هیت در ادامه ی حرف هاش به آیدا میگه راستش ما هر چه قدر هم که دوست باشیم ولی زیاد نمی تونیم همدیگرو ببینیم چون زن من با این چیزا مشکل داره. افکار اون به صورتیه که من نباید راجع به گذشته م حرفی بزنم خخخخ

در همین حین تلفن لروکس زنگ می خورد. احتمالا دمیر پشت تلفن است چون اصلا جواب تلفن را نمی دهد که بهش پایم میده و میگه کجایی لروکس؟؟؟؟

اونم میگه میرم پیش دخترها….میگه شب؟ کل شبو؟ …میگه نمی دونم دمیر…

دوربین بر میگردد. هیت هم خدا حافظی میکنه و میگه من دیگه باید برم چون خانومم خیلی منتظره… بعد از رفتن او. آیدا ابه ابراهیم میگه خب: قانع شدی که بین من و هیت دیگه چیزی نمونده. اونم میگه آره بیش از حد قانع شدم و حتی یه معذرت خواهی بدهکارم.

دروبین به صحنه ی تخمه خوردن لروکس می رود. او کنار دخترهاست. اونا با مشاهده صحنه ی تخمه خوردن بهش میگن لروکس ! تو حالت خوبه؟؟؟

ولی اینگار دخترا حالشون با هم خوبه. دارن خوش میگذرونن…که لروکس با آشفته حالی میگه یعنی شما نمی دونید که ایلول و دمیر قبلا نامزد بودن. دخترها میگن یعنی چی؟؟ چی داری میگی؟

بزغاله سفید در قسمت ۷۴ سریال ترکی لروکس

در همین حین صدای بزغاله ای سفید رنگ به گوش می رسد و نظر دمیر به سمت آن جلب می شود و پیش او میرود. بهش میگه ساکیز (بزغاله جان) چرا غذاتو نخوردی.

خسته شدی که یه جا بستنت نه؟؟؟ منم خیلی خسته شدم. مثلا از انتخاب های غیر ممکن و ادامه میده به در و دل کردن با بزغاله! خخخخ

دخترها به لروکس میگن: اصلا دمیر خان چرا موضوع ایلول رو همون روز اول نگفته ها؟؟؟ چرا مارموز بازی در میارن.

که لروکس به دخترها میگه راستش من اون ها رو درک میکنم ولی دارم آتیش میگیرم و نمی خوام اون ها رو درک کنم…دخترها بهش میگن خب حالا چی میشه؟ اونم میگه راستش یه مدت میخوام اینجا بمونم و نرم. دخترها میگن یعنی میخوای ترکش کنی؟ اون میگه نه! نه اینجوری ولی منم میخوام یه نفر درکم کنه و باید یکم دور باشم.

دخترها بهش میگن عزیز دلم تو هر چه قد که بخوای میتونی اینجا بمونی ما کنارت هستیم.

لروکس به خونه برمیگرده البته برای جمع کردن و بردن وسایلش

و ساکیز رو میبینه (بزغاله رو) بهش میگه وای ساکیز تو اینجا چیکار داری؟ عجبا من تو رو باز گذاشته بودم آره…بذار ببینم میخوای فرار کنی.

نهایتا ویسایلش رو جمع می کنه و از اونجا میره…خیلی راحت هم این کارو انجام میده چونکه دمیر در خواب عمیق هست و نیمه های شبه ولی یهو بیدار میشه و صداش میزنه…

میگه نکن! نرو…اونم بهش میگه مجبورم دمیر و بهش خیره میشه و باز میگه نرو….نکن! اما اون گوش نمیده و میره

پایان..

خب دوستان داستان قسمت ۷۴ سریال ترکی لروکس را به صورت کامل شرح دادیم. با اپیزود های آینده در خدمت شما عزیزان هستیم.

dastan

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

11 + 17 =