داستان قسمت ۷۵ سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۷۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۷۵ سریال لروکس + داستان کامل و خلاصه

خب عزیزان امیدوارم امروز هم خوب باشید. قراره در مورد قسمت ۷۵ سریال لروکس صحبت کنیم.

اشک در چشمان دمیر حلقه می زند و لروکس قصد رفتن از خانه را دارد. او دست روی قلبش میگذارد به سمت او می دود تا از رفتنش ممانعت کند به او می گوید: میدونم حق داری و می دونم سخته ولی خواهش میکنم این کارو نکن.

خواهش میکنم حداقل اینجوری نرو…امشب نرو….ولی لروکس پافشاری می کند او می گوید: من نیاز به فک کردن دارم. من باید یه مدت دور باشم و میگه الان هم تاکسی منتظره و باید برم. دمیر میگه هر جایی میخوای بری خودم می رسونمت نیازی به تاکسی گرفتن نیست و موفق می شود خودش او را به خانه دخترها برساند. چمدانش را از ماشین در می آورد و به او می دهد. پس به او شب بخیر می گوید.

زنگ در به صدا در می آید و آیدا و مره به او خوش آمد می گویند. دخترها بهش میگن تو چطور تونستی طاقت بیاری و ترکش کنی؟ خودت می دونی اون تو رو خیلی دوست داره…لروکس میگه من مجبورم. من نمی تونستم بمونم.

داستان قسمت 75 لروکس

آیدا و ابراهیم در قسمت ۷۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

درقسمت ۷۵ سریال همه جا تو :

 آیدا به ابراهیم زنگ می زند و به او می گوید. الو  بد موقع که مزاحمت نشدم؟؟؟؟ اون میگه نه اتفاقا الان کلینیک رو بستم و دارم میرم خونه چی شده مگه؟

صدات نگران به نظر می رسه. اون ماجرای لروکس و دمیر را می گوید و همین طور میگوید این دو نفر حالشان خوب نیست و نباید در این شرایط تنهاشون بگذاریم.

ابراهیم به ودات زنگ میزند و قضیه را در مورد دو نفر توضیح می دهد. ودات هم نگران برادرش می شود.

دوربین مجددا به سکانس کنار هم بودن دخترها می رسد. لروکس میگه من نمی دونم چی فکر کرده…مهم اینه اون چی حس کرده. شاید حس کرده ترکش کردم ولی من مجبورم یه مدت فکر کنم….درد و دل دخترها ادامه دار می شود.

به نظر می رسد که لروکس این طور فکر میکند که هنوز ایلول و دمیر به یکدیگر علاقمند هستند…دخترها بهش میگن نگران نباش هر چیزی بوده تمام شده. تو چرا اینقد کنجکاو هستی..

دوربین حیاط خانه را نشان میدهد و ابراهیم و ودات به خانه ی دمیر می روند تا بتوانند حال او را خوب کنند ولی هر چه در می زنند کسی در رو باز نمی کنه

ناچارا با او تماس می گیرند. او میگه کی بهتون خبر داده! من حالم خوبه فقط میخوام امشب رو بیرون باشم…

در همین لحظه آیدا به ابراهیم زنگ میزنه و میگه چی شد؟ اونم میگه خونه رو ترک کرده اینجا نیست. لروکس کنار در داره به حرفای تلفن ایدا گوش میده. وقتی لروکس ماجرا رو میفهمه به دمیر پیام میده و بهش میشه بری خونه؟ من نگرانتم. اونم میگه نگران نباش من حالم خوبه و یکم دیگه میرم خونه شب بخیر

بعد لروکس از دخترها خواهش میکنه و میگه گذشته ی ایلول و دمیر رو نباید کسی توی شرکت بفهمه چون برای همه مون شرایط سخت میشه .

بعد میگن اگر ازمی خانم چیزی بفهمه ماجرا لو میره و اون دخترو هم بیچاره میکنه. اون نباید چیزی بفهمه. بعد دخترها بهش میگن برو بگیر بخواب و خواب ما رو هم خراب نکن.

نصف شب پا نشی بیای چراغو روشن کنی! ما اینجا میخوابیم تو توی اتاق بخواب…بعد میگن ما همیشه کنارتیم و شب بخیر میگن..

بعد اوشن شب با دیدن قاب عکسی از دمیر به یاد گذشته می افته و لبخند میزنه و به قاب عکس میگه شب بخیر عشقم..در همین حین دمیر هم با دیدن عکسش تو گوشی میگه شب بخیر عشقم.

ایلول نگران از پلیس ها در قسمت ۷۵ سریال لروکس / همه جا تو

سکانس عوض می شود. بوراک و ایلول روبروی هم نشسته اند. که ایلول میگه راستش دیشب کل شبو منتظر بودم که پلیس ها بیان و منو به خاطر تهدید کردن دیگران دستگیر کنن …دخترها از راه میرسن و به اون ها سلام میکنن. بوراک آروم میگه اینگار موضوع دمیر و تو رو فهمیدن.

در همین حین لروکس به دخترها میگه لطفا عادی برخورد کنید. چرا اینقد زل می زنید. دخترها بهش میگن چرا به این دختر این قدر اهمیت میدی. لروکس میگه اون تقصیری نداره. من کل شب به شما چی گفتم هاااا؟؟؟؟

مروه میگه من همین طوری ام بخدا…نمی تونم عادی تر از این برخورد کنم ولی اگر کسی پرسید بگین با شوهرش دعوا کرده حالش خوب نیست.

دوربین به خانه ی دمیر بر می گردد و ساکیز (بزغاله) را نشان می دهد که دمیر به او سلام می کند. در این حین او متوجه حضور ابراهیم و ودات می شود که اونا میگن دلمون تنگ شده بود اومدیم ببینیمت…با این حال اگر میخوای بری سر کار مزاحمت نمیشیم.

در سکانس بعدی بوراک روبروی لروکس نشسته است. او به لروکس می گوید. می دونم که شما برای خوش گذرونی نرفته بودین… تونستین مشکلاتتون رو حل کنید. لروکس از دست بوراک ناراحت است و میگه کاش حداقل یه سیگنال کوچک بهم میدادی و منو آماده ی این اتفاق می کردی.

بعد بوراک به لروکس میگه میشه اونو مقصر ندونی؟ لروکس میگه دمیرو میگی ؟؟؟؟ میگه نه ایلول رو میگم اون اصلا آدم بدی نیست. اونم میگه میدونم میشناسمش دختر خوبیه

دوربین به صحنه ی گفت و گوی پیشین بر می گردد. ودات میگه یعنی میخوای بگی لروکس رفت؟؟؟ دمیر میگه آره رفت ولی بر میگرده رفت یکم استراحت کنه. اون به پسرا میگه من می دونم داره عذاب میکشه. من و اون از پس خیلی چیزا بر اومدیم. از پس این مساله هم بر میایم ولی اوضاع بدجوری به هم پیچیده شده.

دوربین به فضای شرکت میره:

اندکی بعد ایلول میاد و میگه ترکان خانم زنگ زد و ازم پرسید کی می تونم نقشه های اولیه مربوط به هتل رو براش بفرستم. بوراک میگه توی چه مرحله ای هستیم. لروکس میگه مشکلی توی طراحی هاشون نداریم ولی باید یکم ویژه روی پروژه شون کار کنیم

که دمیر از راه میرسه …..اون به آیدا میگه آیدا امروز جلسه ای داریم. میگه نه جلسه ای نداریم. اون به آیدا میگه نه …اونم میگه باشه پس تو هم حاضر شو با هم بریم  و سپس میگه ما برای ناهار بر میگردیم.. موفق باشید.

بوراک میاد پیش ایلول و میگه زندگی شخصیتو با کارت قاطی نکن. تو داری بیش از حد به خودت سخت میگیری. تو هر کاری هم کنی. دیگران هر جور بخوان قضاوتت میکنن…اونم میگه بوراک یکم بهم فرصت بده.برای رفتن از اینجا باید یه راه حلی پیدا کنم تا وضعیت مالی شرکت روبراه شه

دوربین به سکانسی می رود که در ابتدا فیروزه خانم به محرم خان سلام می کند. اونم میگه ممنون فیروزه خانم….من یه خواهشی ازتون دارم…

دوربین مجددا به فضای شرکت می رود..ازمی خانم به دخترا میگه کلی کار کردیم الان وقت ناهار هست زود باشین یه چیزی سفارش بدین. چی دوس دارین؟ مروه میگه نمی دونم. لروکس می گه من دلم چیزی نمی خواد واقعا…مره میگه لروکس اما تو صبحونه هم نخوردی. بیا یه چیزی بخور دیگه.

سپس دخترها و ازمیه برای خوردن ناهار بیرون می روند. ایلول و بوراک هم با هم میروند و پیتزا می خورند.

دوربین صحنه ی روبرو شدن آیدا و دمیر را نشان می دهند که روبروی هم نشتسه اند. دمیر میگه ابراهیم چطوره که آیدا میگه خوبه. تو کلینیکش وقت می گذرونه دیگه. گرچه شما هم زود زود همدیگرو می بینید.

و بعد میگه ابراهیم پسر خیلی خوبیه هرچند شخصیتش کمی متفاوت هست و بعد هم میگه من نگران حال لروکس هستم ولی چون پیش شما می مونه گفتم حالشو از شما بپرسم و حال مروه رو هم می پرسه و اینکه الان حالش خوبه

خب دوستان داستان قسمت ۷۵ سریال ترکی لروکس همه جا تو رو هم بیان کردیم و امیدواریم از این قسمت هم خوشتون اومده باشه

dastan

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

11 − سه =