داستان کامل قسمت ۱۸۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان کامل قسمت ۱۸۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان قسمت ۱۸۶ سریال ترکی سیب ممنوعه + داستان کامل

اندر از جانر می خواهد که به اتاق ییعیت برود و با او گذران وقت کند  و این مساله در خانه کایا اتفاق می افتد. او اصرار دارد که رابطه بین جانر و ییعیت مثل یک دایی و خواهر زاده ی خوب برقرار شود. جانر می رود پیش ییعیت و مفصل ماجرا را بیان می کند آن ها سعی می کنند صحبت مشترکی داشته باشند. لیلا و آریم نیز به خانه کایا می روند. ییعیت وقتی لیلا را می بیند شگفت زده می شود. اندر با نگاهی معنا دار به ییعیت می نگرد.

شاهیکا سر میز شام با حرف های کنایه آمیزش همه را می آزارد. او در مورد اینکه لیلا و ییعیت طلاق گرفته اند و کایا و اندر ازدواج کرده اند مدام حرف می زند. حرف های او توام به القای حس تمسخر است. کایا بشدت عصبانی می شود البته عصبانیتش را تحت کنترل در می آورد.

داستان قسمت 186 سیب ممنوعه

مین به هالیت زنگ می زند و از تصرف قمارخانه توسط پلیس صحبت می کند. زهرا و ییلدیز به قمارخانه می روند .آن ها هر چه نگاه می کنند هیچ آشنایی را نمی بینند

بعد بیخیال حزب بازی می شوند و مجبورا بدن مافیا بازی پیش بروند. نادر آن ها را از دور می بیند و شکه می شود . او با سوال و جواب پرسیدن از این و آن می فهمد که آن ها به نگهبان ها این طور گفته اند که به آن جا دعوت شده اند. نادر از افرادش می خواهد که زهرا و ییلدیز را از آن جا اخراج کنند و خودش آن جا می رود. بعد از اینکه نادر می رود پلیس ها می ریزند و همه را دستگیر می کنند. زهرا و ییلدیز غافلگیر می شوند و از دیدن منظره شوکه می شوند

آن ها به بازداشتگاه برده می شوند و سایه سنگین برخوردهای هالیت بالای سر آن هاست. متین با هالیت تماس حاصل می کند و خبری می دهد مبنی بر اینکه موقعی که پلیس به قمارخانه رفته است . نادر آن جا نبوده ولی زهرا و ییلدیز آن جا بوده اند. هالیت از شنیدن این موضوع عصبانی می شود و به کلانتری می رود

ییعیت و لیلا در خانه کایا سر صحبت را باز می کنند که این موضوع منجر به آشتی این دو نفر می شود. در هر صورت هالیت موفق به بیرون آوردن زهرا و ییلدیز می شود او البته از این موضوع ناراحت است که به خبرنگارها پول داده تا خبر را پوشش ندهند. زهرا و ییلدیز می گویند که به مراسم دعوت شده بودند ولی از قمارخانه بودن آن جا اطلاعی نداشته اند.

ادامه داستان قسمت ۱۸۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

در ادامه داستان قسمت ۱۸۶ سیب ممنوعه

هالیت از خرابکاری های آن ها به ستوه می آید و از آن ها می خواهد که دیگر حرفی نزنند. صبح روز بعد ییلدیز متوجه می شود که این ماجراها همه اش تقصیر اندر بوده . او به اندر زنگ می زند و حسابی گلایه می کند. اندر هم می گوید که این کار در تلافی کار ییلدیز بوده، ییلدیز نقشه ی اندر را خیلی بی رحمانه تر می داند

اندر به ییلدیز می فهماند که دیگر علیه او کاری انجام ندهد.

کمی بعد تر در شرکت ، وقتی لیلی به اتاق هالیت می رود می فهمد که از موضوعی شدیدا ناراحت است. هالیت به لیلی می گوید بیا برویم بیرون و کی درد و دل کنیم.

در این هنگام و درست در سر میز نهار دو نفره ، یکی از افراد شایکا از این دو نفر عکس می گیرد و عکس را برای شایکا ارسال می کند. ییعیت هم پیش نادر می رود

نادر به او می گوید که شب گذشته قمارخانه ی دوستش را لو داده اند و این مساله را با منظور تعریف می کند. ییعیت پیش اندر می رود و می گوید رفتار نادر نشان می دهد که لو دادن قمارخانه کار تیم او بوده، در این میان هنگامی که اندر پیش نادر می رود ، نادر به او می فهماند که حواسش را حسابی جمع کند

اندر ادای نفهم ها را در می آورد و خودش را به کوچه علی چپ می زند. اندکی بعد هالیت پیش نادر می رود و با کنایه می گوید که قمارخانه را از دست داده ولی نادر می گوید هیچ اتفاقی برایش نیافتاده 

در همین حین خدمتکار خانه ی هالیت ، پاکتی که حاوی عکس های لیلی و هالیت است برای ییلدیز می آورد. ییلدیز هم به شدت غافلگیر و شوکه می شود. او هم با هالیت و هم به لیلی زنگ می زند ولی متوجه می شود که هر دو نفر دروغ می گویند. ییلدیز با خودش می گوید که نمی تواند یک خیانت بزرگ تر را تحمل کند. او از لیلی انتظار ندارد. شاهیکا با نادر تماس می گیرد و شاد و شادمان به او می گویید. ییلدیز به زودی مال تو خواهد بود

خب دوستان این هم از داستان قسمت ۱۸۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

2 × 5 =