داستان کامل قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس

داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس

قسمت ۷۱ هفتاد و یکم سریال لروکس به همراه داستان کامل

 

در این پست از وبگاه داستان قسمت ۷۱ این سریال ترکی را برایتان شرح خواهم داد.

ابراهیم ودات را می بیند و یک نکته ای را به او می گوید. او به ودات می گوید که پیشنهاد داده است دوست دختر سابق آیدا را ببیند. اما حس می کند که کارش چندان هم صحیح نبوده.

ودات به شدت عصبانی می شود و به ابراهیم می گوید سعی نکن که در گذشته ی او کندوکاو کنی، به جای این کارها وقت بگذار و او را بهتر بشناس

در این هنگام بچه ها می روند برای ناها در کافه ….در آنجا ایلول سرگرم بازی کردن با انگشترش هست. لروکس کمی کنجکاو می شود و از ایلول سوالاتی می پرسد و ایلول می گوید که انگشتر را یک پیرزن فالگیر به او داده است.

بچه ها کنجکاو می شوند و میگویند در فالت چه چیزی نشان داده شد و او به این نکته اشاره می کند که بزودی او و عشقش از همدیگر جدا می شوند البته مسیر زندگی اش را دوباره پیدا خواهد کرد. سپس انگشتر را به لروکس می دهد به این امید که انگشتر برای لروکس شانس بیاورد. لروکس هم اصرار او را قبول می کند

از نگاه های بوراک کاملا مشخص است که بوراک به ایلول علاقمند شده است  و تقریبا تمامی اطرافیان هم به این موضوع پی برده اند. در این میان ودات به شرکت می آید و کلیدی به دمیر می دهد (کلید خانه است)

سپس موضوع طلاق گرفتن مروه را مطرح می کند و می گوید نباید در این دوران بحرانی تنهایش بگذارند . دمیر برای مروه اندوهگین می شود. وقتی بچه ها بر میگردند به شرکت.

داستان قسمت 71 لروکس

ادامه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس

مروه با حالتی تقریبا بی روح پیش دمیر حاضر می شود.. دمیر هم می گوید هر زمان که حالش خوب نبود و به یک هم صحبت احتیاج داشت می تواند او را برای مصاحبت انتخاب کند. مروه از او سپاسگزاری می کند.

بوراک و مرو سرگرم کار روی یک پروژه هستند در این میان دمیر لروکس را می بیند که با ایلول در حال بگو بخند است. او عصبانی می شود و سریعا پیش این دو نفر می رود

سپس از لروکس میخواهد که به خانه بروند در این حین هم متوجه می شود که دمیر برایش مرخصی گرفته است. آن ها عازم منزل می شوند و دمیر بستنی برای خودشان سفارش می دهد. لروکس در اتاقش و مشغول جمع کردن وسایل برای سفر خود است

دمیر نگران و آشفته حال است. او میداند که در صورتیکه اتفاقات و حوادث شرکت را برای لروکس تعریف کند قطعا ناراحت می شود برای همین هم فکرش مشغول است

او پیش لروکس حاضر می شود اما قبل از اینکه از چیزی سخنی به میان آورد لروکس خودش متوجه می شود و می داند که دمیر میخواهد چیزی را به او بگوید و قطعا مطلب ناراحت کننده ایست. این موضوع را از بی قراری هایش حدس می زند با این حال می داند که قلب او تنها برای خودش می تپد. دمیر با شنیدن صحبت های عشقش آرام می شود

بوراک و ایلول در شرکت حضور دارند و ایلول می گوید هر طور شده باید بروند. هر چه زودتر باید کارهایشان را راست و ریست کنند . او نمی خواهد که دمیر به خاطر او مجبور به گفتن حقیقت شود. در این لحظه ایلول به نفس تنگی می افتد  و بوراک او را به خانه می رساند تا استراحت کند و آرام گیرد.

او با منظور به ایلول می گوید که گذشته را باید رها کند . باید فکر کند و دلیل های دیگری  برای موندن هم داشته باشد.

عصبانیت دمیر در قسمت ۷۱ سریال لروکس /همه جا تو

در قسمت ۷۱ همه جا تو

در صبای آن روز که دمیر و لروکس در حال حرکت هستند . او انگشتر لروکس را می بیند و سخت عصبانی می شود و به او می گوید. کی انگشترو بهت داده؟

اونم اسم ایلول رو میاره، دمیر با پرخاش از او میخواهد که انشگتر را در بیاورد. او ناراحت و متعجب می شود و دلیل این دشمنی ها را نمی فهمد. آن ها در همان لحظه به خانه می رسند و از ماشین پیاده می شوند. لروکس به دمیر می گوید که این فقط یک انگشتره چرا این همه ناراحت میشی من واقعا نمی فهممت!!

او ناخودآگاه می فهمد که حتما از قبل چیزی بین این دو نفر بوده است . دمیر خیره می شود و او از رفتارش متوجه ماجرا می شود.

خب دوستان داستان قسمت ۷۱ را هم برای شما بیان کردم با داستان سایر اپیزود ها در خدمت شما عزیزان هستیم

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

2 × دو =