داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم

داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم

سریال ترکی استانبول ظالم قسمت ۸۱ هشت و یکم + خلاصه داستان

عضلات بدنش بشدت می لرزند او کمی درد دارد. چمره به آگاه می گوید که چشم های ندیم جور خاصی خیره می شوند. آگاه که می خواهد به مهمان ها رسیدگی کند بحص را عوض می کند. جنک هم می گوید مادرش خوابیده است و سردرد دارد البته این مساله را به دروغ می گوید.

اندکی بعد جنک به جمره میگوید. میدانم که تو از راز پدرم با خبر بودی. می دانستی که ندیم خوب می شود و بر خواهد گشت. برای همن هم بود که طلاقت را نگرفتی.

او به چمره می گوید با این وجود احتمالا شما ، من و مادرم را از بین ببرید. سپس با ناراحتی از اتاق بیرون می رود.

در مزرعه دکتر در مورد احساسات ندیم سوالاتی می پرسد و همچنین در مورد اتفاقات اخیر…..ندیم می گوید که تعجب را در جنک حس کرده و در چشم های شنیز ترس را، اما از چمره هیچ چیز نفهمیده است. در این میان نریمان به خانه جرن می رود و آمدن ندیم را شرح می دهد. یک روز می گذرد و آگاه تدارک بازگشت ندیم را می چیند. اتاق ندیم در این لحظه حاضر است.

ادامه داستان قسمت ۸۱ استانبول ظالم

او با اضطراب در حیاط خانه شروع به قدم زدن می کند. ندیم و دکترش در خانه حضور دارند و شنیز از پنجره به بیرون می نگرد. جنک می پرسد که آیا اکنون آماده است و او در پاسخ می گوید که انسان برای قیامت نمی تواند آماده باشد. فردای روز بعد ندیم به دیدن دکتر می رود. دکتر از این موضوع شگفت زده می شود که جرن و ندیم نزدیک شده اند. او به خوبی می داند که جرن یک آدم خطرناک است. ندیم از پرسش های مکرر دکتر خسته و آزرده می شود. او می خواهد که جلسه هر چه زودتر تمام شود. دکتر نمی تواند بفهمد که در سر ندیم چه می گذرد. او جلسات درمانی اش را ضبط می کند

ندیم روبروی عمویش می ایستد. او تصمیم دارد که جرن را به خانه اش بازگرداند . آگاه بشدت عصبانی می شود و می گوید که این دختر را در خانه اش راه نخواهند داد. ندیم هم می گوید اینجا خانه ی من است.

سرخوردگی آگاه در قسمت ۸۱

آگاه که احساس سرخوردگی در مقابل خانواده اش را دارد از آنجا خارج می شود. جرن و ندیم در داخل یک کافی شاپ نشسته اند. ندیم با چنک تماس حاصل می کند تا او و جمره را دعوت نماید. جرن به ندیم می گوید می دانم که تو از اولش هم عاشق جمره بودی، من می توانم به تو کمک کنم چون من هم جنک را دوست دارم

آن شب سحر به دخترش می گوید که برو به دنبال شوهرت تو نباید تنها بمانی. در این میان جمره در مورد رفتن جنک اندکی عذاب وجدان دارد او با جنک تماس می گیرد اما گوشی جنک در دسترس نیست برای همین جمره برای او یک پیغام می گذارد.

او می گوید من می دانم که ازدواج ما رسمی و واقعی نیست و می دانم که تو بسیار ناراحتی، می آیم تا با یکدیگر صحبت کنیم

خب دوستان اینم داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم

dastan

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

دو × دو =