داستان کامل قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان کامل قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

در این پست داستان قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممنوعه رو بیان می کنیم

هالیت وقتی از خانه بیرون می زند تا خود را برای جلسه شام حاضر کند. در مورد دوست دختر سن بالای اریم با عصبانیت صحبت می کند. اندر هم کمی ناراحت می شود چرا که هالیت با حالتی طلبکارانه با او صحبت می کند. او می گوید که با اریم تماس خواهد گرفت و با او صحبت خواهد کرد

لیلا با ییعیت در نبود هالیت هماهنگ می کند تا به خانه ی او بیاید. زهرا هم از اکین می خواهد تا به خانه اش بیاید و برای پیج اینستاگرامش کلیپی را درست کند. لیلی برای هالیت پیامی را ارسال می کند مبنی بر اینکه دیگر نمی تواند به شرکت بیاید. هالیت هم با او تماس می گیرد و می گوید قصد دیدنش را دارد.

لیلی بیرون می رود و در اتومبیل هالیت ماجرا را به طور دقیق برای او شرح می دهد

هالیت ناراحت می شود و می گوید که بهتر است کوتاه نیاید و مقابل اندر بیاستد . اما با این حال برای تصمیم او احترام قائل است و اصرار هم نمی کند. در این لحظه لیلی می گوید که میخواهد فردا به ازمیر برگردد . در هر صورت او با هالیت خداحافظی می کند و می رود

 در قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممنوعه بعد از اینکه جلسه ی هالیت تمام می شود او به خانه بر می گردد و وقتی زهرا را با بساط فیلمبرداری می بیند بر می آشوبد و حسابی عصبانی می شود. او زهرا را به خاطر این کارش دعوا می کند

او سراغ لیلا را می گیرد و به اتاقش می رود اما فضای عاشقانه و رمانتیکی را می بیند بنابر این با لیلا دعوا می کند و ییعیت ر از خانه بیرون می کند

هالیت از دست هم شاکی است. او به اتاق اریم می رود و گوشی موبایلش را با عصبانیت از او می گیرد و به او می گوید دیگر حق ارتباط با آن دختر را نداری

در این هنگام ییعیت که به همراه آکین از خانه بیرون آمده است با او به کلاب می رود . از قضا شاهیکا اوقاتش را در همان کلاب سپری می کند بنابراین وقتی ییعیت را می بیند خودش را به مستی می زند و با پسرهای دیگر گرم می گیرد . ییعیت در اول کار وقتی شاهیکا را می بیند هیچ اعتنایی نمی کند اما کمی بعد عصبانی می شود . او به همراه آکین شاهیکا را به هتل می رساند

ادامه داستان قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممتوعه

در ادامه داستان قسمت ۱۸۹ سیب ممنوعه داریم…..

.در فردای آن روز اندر با اریم بیرون می رود و در مورد دوست دختر او صحبت می کند و به او می گروید چنین ارتباطی به هیچ عنوان به صلاحش نیست

در خانه ییعیت ماجرای رفتن به خانه ی هالیت و لو رفتنش پیش کایا را تعریف می کند و در این لحظه موضوع شاهیکا را هم به میان می کشد. کایا بسیار متعجب می شود و می گوید از شاهیکا بعید است او همیشه می توانست خود را کنترل کند

به نظر می رسد که ییعیت تمام بدی های شاهیکا را فراموش کرده و بنابراین به کایا می گوید که احتمال او بعد از رفتن به هتل اینگونه شده است

دهن کایا درگیر موضوع می شود و از ییعیت می خواهد که هر از چند گاهی به شاهیکا در هتل سر بزند. هالیت پیش لیلا می رود و به او می گوید که باید به آمریکا و پیش مادرش بر گردد. لیلا شکه و ناراحت می شود و البته قصد رفتن هم ندارد. اما هالیت نه به حرف های ییلدیز گوش می دهد و نه به حرف های زهرا او تصمیم خود را گرفته است. وقتی لیلی برای خریدن نان بیرون می رود. امیر با ییلدیز تماس می گیرد و تلفنی به او می گروید که این دو نفر نقشه ی خود را گرفته اند و لیلی قطعا به آمریکا خواهد رفت

لیلی کمی زودتر بر می گردد و در این میان حرف های او را می شنود و بر می آشوبد. او به خانه می آید ولی چیزی به امیر نمی گوید و بدون خوردن صبحانه از او خداحافظی می کند و با چمدانش بیرون می رود

اندکی بعد به خانه ی ییلدیز می رود و با عصبانیت در مورد تهمتی که به او زده اند با ییلدیز صحبت می کند و او را سخت دعوا می کند

ییلدیز در مورد قرارهای پنهانی هالیت و لیلی به روی او نمی آورد

لیلی از دست ییلدیز دلخور است. او از اینکه ییلدیز فکر می کند که با هالیت رابطه داشته بیشتر دلخور و عصبانی می شود و به او می گوید که قصد داشت از استانبول برود اما این اتفاق که افتاده مجبور است در استانبول بماند و هر روز پیش هالیت برود

او بعد از اینکه از خانه بیرون می آید اعتمادش از همه ی آدم ها صلب می شود و برای همین با شاهیکا تماس می گیرد و پیش او می رود و ماجرا را برایش بازگو می کند

شاهیکا از او می خواهد که از این به بعد به حرف های او گوش بدهد و اگر می خواهد زن هالیت شود باید پیرو او باشد

در اول کار از این درخواست عصبانی می شود. تصمیمش عوض می شود.

خب دوستان داستان قسمت ۱۸۹ سریال ترکی سیب ممتوعه هم تمام شد. 

 

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

2 × 2 =