شعر کرونا جان، جان جانان! از محمد ملک حسینی

شعر زیر سروده شاعر معاصر

محمد ملک حسینی هست، من که شنیدمش واقعا لذت بردم

  (برای دانلود کلیک کنید)

 

 

 

کرونا آمده ای، آمدنت بهر چه بود؟

غم ما سوختگان را که بفهمد کرونا

شهر خلوت شده است.

خانه ها پر شده از آدمیان از ترست.

بین مردم…. کمی فاصله انداخته ای

وحشتی ژرف در این قافله انداخته ای

کرونا جان

جان ِجانان

یار نزدیک نگهبان جهان!

در بلا شکر گزاران خداوند خودیم

در خوشی، مستِ نمادین تکبّر شده ایم

کرونا کاش که با رفتنِ تو خوب شود

طاقتِ مردمِ دنیا….چو ایوب شود

طاقت از فقر و نداری به ستوه آمده است

جامعه مثل لجن زار شده می دانی؟

کرونا می دانی؟

فقر بیداد کند

عده ای در نعمت می غلطتند

عده ای در نکبت….

این چه دنیای مخوفیست، چه دنیای بدیست

که در آن زورمدارانِ زر و زیورِ خویش

پا گذارند به رویِ ضعفیانِ فقیر

لا الهَ که بگوییم الا الله چه شد؟

آن همه مدعیانِ همه در راه چه شد؟

همه گویند که خرداد روی از وطنم

وقت گرما که تو بی حال شدی

می روی از وطنم….

کاش تا آن موقع..

کاغذِ خشمِ تکبر… خوب تر پاره کنم

#سید_محمد_ملک_حسینی

  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.

هشت + 16 =