داستان قسمت ۷۱ سریال دختر سفیر

قسمت ۷۱ از سریال دختر سفیر + داستان کامل و خلاصه

 

ناره در جمع گدیز، زهرا و الوان حاضر می شود در حالیکه چشمان او قرمز شده است. گدیز می خواهد تا او آماده شود . آن ها باید زودتر به جلسه برند

ناره میگوید من وقت ندارم که به شرکت بیایم و به زدی زود ملک را همراه با خود به سوئیس خواهم برد

گدیز اینطور می گوید که باید فرار کرد چرا که نمی توان به مبارزه کردن ادامه داد. من به سنجر همه چیز را می گویم اگر به صحبتهای من گوش ندهی…….

ناره برای رفتن به شرکت خود را آماده می کند، او مجبور می شود تسلیم شود.

و در نهایت هم به الوان می گوید تو میتوان همراه من و فرزندم به سوئیس بیایی چون من تو را به عنوان خانواده ی خودم می دانم. بیا شب در مورد این قضیه با هم صحبت می کنیم

او وقتی از خانه خارج می شود با خالصه روبرو می شود و به او کنایه نوه دار شدنش را می زند (با تبریک)

خالصه از الوان می خواهد که به خانه برگردد …او سپس دست الوان را می گیرد و عذر خواهی می کند

الوان نیت خالصه را می داند چرا که به کمک او نیاز دارد تا نادر و بنفشه را توجیه کند

نهایتا می پذیرد

بنفشه سماجت به خرج می دهد تا بتواند آدرس ناره را پیدا کند او برای این کار به شرکت می رود و از دودو سوال می پرسد

دودو حرفش را نمی پذیرد برای همین بنفشه می گوید رابطه ی تو و یحیی را به همه لو خواهم داد

دودو غافلگیر می شود و می گوید لطفا افترا نزن …بین یحیی و من هیچ چیزی وجود ندارد

بنفشه در به دست آوردن آدرس نا امید می شود و به مادرش اطلاع می دهد که در به دست آوردن آدرس نا موفق بوده است….

البته او هنوز کورسوی امیدی دارد که شاید یحیی ، آدرس را به او بدهد

ناره با گدیز به شرکت قهرمان که تازه آن را خریده است می رود

قهرمان وقتی او را می بیند می گوید که عشق من توسط گدیز و خواهر سنجر کشته شده است او در حال حاضر دارد خاک می خورد.

ناره به او می گوید که زن شما فرد خوشبختی بوده که با شما ازدواج کرده است و به او به دلیل فوت همسرش تسلیت می گوید. من عمیقا با شما همدردی می کنم

ادامه داستان قسمت ۷۱ سریال دختر سفیر

قسمت ۷۱:

سنجر و زهرا همراه با ملک می آیند و قهرمان به او می گوید من میدونم که سهامتو به اسم دخترت زدی حالا برای بچه ی توراهی هم کاری کردی؟؟؟؟؟؟

ملک پس از شنیدن این حرف احساس ناراحتی می کند و سنجر او را پیش مادرش می فرستد.

در این گیرودار زهرا به قهرمان می گوید که اگر تو در تصادف زنت را از دست داده ای من هم فلج شده ام

سجر با مشت صورت قهرمان را می نوازد

در جلسه شرکت و در حضور وکیل ، سندی را به قهرمان می سپارند و میگوید ساقدوش ها ۵۱ درصد سهام را خواهان هستند.

همچنین سنجر به او می گوید که اگر نتوانی پولی برای سرمایه گذاری فراهم کنی، مجبور می شوی که سهامت را به ما بفروشی

این را هم بدان که از این به بعد ناره رئیس است

گدیز که روحش از این صحبت ها بی اطلاع بوده می گوید برای اینکه من و ناره همکار نباشیم او را مجبور میکنی اینجا کار کنه…؟؟؟؟؟

سنجر هم می گوید من با خریداری این شرکت توانستم انتقام زهرا و موگه را بگیرم. ما بقی چیزها هم به خودم مربوط می شود

گدیز به او می گوید که بچه ی جدیدت به زودی به دنیا میاد

برو با زندگی ات صفا کن و اجازه بده ، من مرهمی باشم بر زخم های عمیق او

سنجر از شنیدن حرف او عصبی می شود و با گرفتن یقه اش داد و فریاد راه می اندازد که ناره از راه می رسد و ناره را شماتت می کند

گدیز هم می گوید که ما سر تو به توافق نخواهیم رسید……………..ادامه دارد

 

مطالب پیشین در مورد قسمت ۷۱ دختر سفیر

خب یکی از مجموعه های جذاب ترکی است که ماجراهای جالبی دارد تا اینجای کار البته می دانیم که زندگی سنجر و ناره خیلی تلخ شده است و آن ها یک جورهایی از هم جدا شه اند و ناره قصد دارد تا به سوئیس برود.

او قسم خورده که دیگر هیچ وقت به شوهرش بر نگردد. و می خواهد یک زندگی از نو را برای خودش رقم بزند.

در داستان قسمت ۷۱ همچنین داریم که ملک دوست دارد مادرش مجددا برگردد. البته مادرش می خواهد هر طور که شده حضانت او را از پدرش بگیرد اگر موفق شود.

در این میان بچه ای که قرار است بنفشه به دنیا بیاورد هم درد سر ساز خواهد شد و این بر همه تماشاگران سریال واضح و مبرهن است.

یک چیز دیگری هم که باید به آن اشاره کنم مساله ی گدیز است.

گدیز هم گویا به ناره علاقمند است و این موضوع را هم زهرا می داند و هم الوان

خب زیاد نمی خوام سر شما عزیزان رو به درد بیارم

به محض انکه این اپیزود پخش شد داستانش رو شرح خواهم داد. خب عزیزان همیشگی داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی دختر سفیر را بیان کردیم…غیر از قسمت ۷۱ با سایر قسمت ها در خدمت شما هستیم

داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی دختر سفیر

داستان کامل و خلاصه قسمت ۷۰ دختر سفیر

سنجر مانند کسانیکه که دیوانه هستند همه چیز را به هم ریخته است …او در کلبه ی جنگلی را از جا کنده ، میعادگاه را نابود کرده و شیشه هایش را شکسته است

گاوروک در حالیکه بسیار غمگین و نگران است به اعمال و رفتارهای او نگاه می کند

سنجر آشفته حال است. چرا که ناره سر جریان حامله بودن بنفشه به او گفت که من توبه ی نصوح می کنم و هرگز و هرگز اسمت را بر زبان نخواهم آورد

او می داند که هر کاری کند نمی تواند ناره را به دست بیاورد برای همین حسابی نعره می زند و داد و فریادش به عرش می رسد

ناره سعی دارد به ملک بفهماند به زودی خواهر یا برادری خواهد داشت…اما مادر آن بچه بنفشه است نه ناره

اما ملک ناراحت می شود و ناره می داند که ملک نمی تواند شنیدن این موضوع را تحمل کند

نجرت و عاتکه برای اینکه از بنفشه مراقبت کنند مهمان عمارت افه اوغلو می شوند و این موضوع ناراحتی اعضای خانواده را به همراه دارد

بنفشه جیغ می کشد و احساس درد می کند او سنجر را صدا می زند . بنفشه شماره ناره را از نجرت طلب می کند …اما نجرت این پیشنهاد او را پس می زند . لذا بنفشه با پوشیدن لباس به سمت خانه ناره می رود

ادامه داستان قسمت ۷۰ سریال دختر سفیر

در قسمت ۷۰

او میخواهد خبر حاملگی اش را به ناره بدهد و پای او را از زندگی مشترکش قطع نماید. یحیی می رود تا الوان را باز گرداند او این کار را به خواست یحیی انجام می دهد

الوان به یحیی می گوید من حاضر نیستم برگردم .من زندگی با ناره و ملک را با حقارت در آن عمارت خفت بار ترجیح می دهم

ناره می گوید که تصمیم دارم حضانت ملک را بگیرم و اگر حضانت او را به من دادند به سوئیس می روم…الوان دلیل این موضوع را از او می پرسد

در همین اوضاع و احوال است که گاوروک و سنجر وارد خانه می شوند و سنجر می خواهد تا ناره به چشمانش نگاه کند و سپس اسمش را صدا بزند

در این گیرودار ناره به گذشته فکر می کند… او یاد روزی می افتد که قرار بود به جای آنکه دختر سفیر خطاب شود …به او بگویند ناره.

ولی سنجر به او جواد داد که تو به من خیانت کردی و خنجر بر پشت من فرو کردی …مجازات خیانت همینه . حالا ناره می گوید تو خیانت کردی و من توبه نصوح را نمی شکنم

و بعد از سنجر می خواهد که از خانه اش برود و سپس گدیز را به خانه دعوت می کند که این موضوع حسادت سنجر را در پی دارد

در سکانس بعد الوان، گدیز، زهرا و ناره بر سر میز صبحانه می نشینند و سنجر هم ملک را با خود به سر کارش می برد

گیدیز شروع می کند به غذا خوردن  و زهرا به او می گوید که ناره به زودی به سوئیس می رود و همه چیز تغییر می کند و تو هم او را از دست می دهی.

تو چطور این قدر ریلکسی

گیدیز می فهمد که زهرا از عشق او به ناره با خبر است… زهرا خطاب به الوان می گوید اگر او به سوئیس رفت تو چکار خواهی کرد… الوان در جواب دادن به او احساس در ماندگی می کند

ناره در اتاق خودش شروع به گریه کردن می کند….او هنوز از دست سنجر عصبانی است. ملک به پدرش می گوید مادرم به من گفت من به زودی برادر یا خواهر پیدا می کتم.

من دوست دارم مادر خودم بچه دار بشه و نه بنفشه….تو باید اونو طلاق بدی و با مادر من ازدواج کنی…کاوروک تبسم می کند اما سنجر می دونه که واقعا بیچاره شده

خب دوستان، داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی دختر سفیر رو بیان کردیم و امیدواریم از اون لذت ببرید.. بجز قسمت ۷۰ دختر سفیر سایر اپیزودها رو هم بیان می کنیم

داستان سریال ترکی بی وفا / تردید

داستان سریال ترکی بی وفا یا تردید + خلاصه و کامل

چند قسمت است؟

این سریال از کاراکتر سازی لایه ای، تیم بازیگران حرفه ای، موسیقی عالی،طراحی لباس خوب و… بهره برده است.

ضمن اینکه به همگان ثابت شده است که داستان همراه مهم تر است از انتخاب یک نام خوب

خلاصه داستان سریال ترکی تردید / بی وفا در زیر

داستان سریال ترکی بی وفا پیرامون مساله ی انتقام می چرخد و زندگی پسری به نام میران را به روایت تصویر در می آورد که پدر و مادر او به خاطر یک اشتباه فوت کرده اند. این مساله برای او ایجاد یک دشمنی خونی میکند او میخواهد انتقام مرگ پدر و مادرش را هر طور که شده بگیرد

میران از لحاظ روانی و روحی آسیب جدی دیده است و مادر بزرگش عزیزه هم در این قضیه بی تاثیر نیست. این جوان شبیه آدم های یاغی برخورد می کند که مدت زیادی را در زندان گذرانده اند

هر چه را که مادر بزرگش می گوید ، کورکورانه قبول می کند و انجام می دهد اما با چهره حقیقی آن زن چندان آشنا نیست..

داستان سریال تردید

این جوان روح سوخته ای در بدن دارد و تمام سعی او آتش زدن همه چیز به خاطر خانواده ی از دست رفته اش می باشد. او سعی دارد تا از شاداغلو انتقام سختی بگیرد.

۲۷ سالی که سپری کرده توام با عزاداری بوده است. به گونه ای که هیچ حسی جز تنفر را با خود نمی شناسد. اما چیزی که مشخص است یک کورسوی کوچک از عشق است که ممکن است روند کلی داستان را دگرگون سازد

میران یک نقشه ی قبلی میکشد او به دختر شاداغلو به نام ریان نزدیک می شود و میخواهد به ان آسیب برساند تا از این طریق، انتقام گرفته باشد.

واژه ی ناشناخته ای که او می شناسد ترس است و اما ریا هم برای پدرش حکم یک دردانه ی عزیز را ایفا می کند که پدر سخت به بودن او دلبسته است

ریان مانند یک پرنده ی آزاد و عاشق روزگار می گذراند. او کمی وحشت زده است..اما در مجموع جسور و چابک است…پسر عموی او نیز دوست دارد تا به او آسیب برساند همان طور عمه اش وقتی می بیند که غم و اندوه دارد خوشحال می شود!

تنها حامی اش که سرانجام ، آتش انتقام او را خاکستر میکند. مادر درمانده و زخم خورده است.

ریان سخت دلباخته ی میران می شود اما پس از گذشت مدتی اندک از هدف اصلی او آگاهی می یابد. او دوبار دست به خودکشی میزند زمانی که تصورش این است که به او خیانت شده .اما موفق می شود که از مرگ نجات پیدا کند

در ادامه داستان می بینیم که میران هم به ریان علاقمند می شود اما فایده ای ندارد چون حس انتقام بر روح او مستولی شده .ریان به شکل بسیار غم انگیزی از دنیا می رود

بعد از اینکه این اتفاق حادث می شود . میران احساس عذاب وجدان می کند و تا اخر عمرش حال خوشی ندارد

در این مجموعه ی تلوزیونی میران را می توان به عنوان سمبل یک مرد دانست که با خیانت به عشق خود همه چیز را تغییر می دهد….او با هدم انتقام جویی همه کار می کند و در نهایت میان خیانت و عشق دست و پا می زند

نویسنده ی فیلمنامه داستان بالا را به صورت کلی روایت کرده است اما هنوز کسی از پایان راه اطلاعی ندارد چون مجموعه همچنان در حال پخش است

زمان پخش و تکرار سریال ترکی بی وفا چه موقع است…

این سریال ترکی از ۱۵ ماه مارس آغاز به کار کرده است. این مجموعه تا اینجای کار طرفداران زیادی را به سمت خود جذب کرده است.می توان گفت که سریال بی وفا در روزهای جمعه از شبکه ای تی وی ترکیه هم پخش می شود

سریال ترکی بی وفا چند قسمت است؟

تعداد قسمت های سریال ترکی تردید / بی وفا ۵۰ قسمت است. به عبارت دیگر مجموعه دو فصل ۲۵ قسمتی را به خود اختصاص داده است.

هر اپیزود ۱۵۰ دقیقه زمان می برد.

خب دوستان در مورد داستان سریال ترکی بی وفا تردید در این پست توضیحاتی را مطرح کردیم در خدمت شما هستیم

داستان قسمت ۱۰۹ سریال ترکی استانبول ظالم

داستان سریال ترکی استانبول ظالم / داستان قسمت ۱۰۹

توی هتل شنیز ندیم رو با حرفاش عصبانی میکنه-ندیم هم چاقو رو در دست های خون آلودش می چرخونه

یکم میگذره و اون از اتاق بیرون میاد

شکم شنیز بشدت خونی شده- اون خودشو کشان کشان به بیرون میکشونه

ندیم از محل فراز میکنه

خدمه ی هتل میقتی می بینن که شنیز زخمی شده فورا زنگ می زنن که آمبولانس بیادش

ندیم به دستاش نگاه میکنه ، اون خیلی ترسیده و به سمت خونه میره

پس از چند لحظه به آگاه زنگ میزنه و بهش میگه همه چیز رو توضیح خواهد داد

نگرانی و ترس بر آگاه مستولی میشه و هیشکی نمیدونه که چه اتفاقی افتاده

هنگامیکه ندیم به خونه میرسه، جرن جلو میاد و از اون می پرسه چی شده ها؟؟

آیا در قسمت ۱۰۹ سریال اطتانبول ظالم شنیز فوت میکند؟

در قسمت ۱۰۹ سریال ترکی استانبول ظالم:

اون تصور میکنه که ندیم میخواد راز شنیز و پدرش رو برملا کنه

جنک و جمره هم در همون گیرودار به خونه میرسن

همه شون به داخل خونه میرن، آگاه هم وقتی ندیم رو میبینه شروع میکنه به سوال پرسیدن از ندیم

ندیم دستاش رو از جیبش بیرون میاره و مشخص هست که به خون آلوده شده، همه مات و مبهوت به اون نگاه میکنن

هنوز ندیم چیزی نگفته که پلیس ها سر میرسن و قرار هست که ندیم رو به جرم اقدام به قتل شنیز دستگیر کنن

همه ناراحت و شوکه میشن و آگاه شروع میکنه به سوال پرسیدن که آیا اوم واقعا این کار رو انجام داده یا نه

ندیم هیچ عکس العملی نشون نمیده

جرن شروع میکنه به داد و بیداد کردن و میگه که محاله ندیم چنین کاری رو انجام داده باشه

در این موقعیت داملا هم از ناراحتی جالش بد میشه، اون فکر میکنه مادرش مرده و با اعصاب خوردی به ندیم می توپه

جرن و آگاه به کلانتری میرن و پلیس ندیم رو با خودش می بره

داملا و چنک وقتی میفهمن که شنیز زنده هست و نفس میکشه ، به سمت بیمارستان روانه میشن

سکوت ندیم در کلانتری در قسمت ۱۰۹ استانبول ظالم

در قسمت ۱۰۹:

ندیم در کلانتری وقتی که از او بازجویی میکنن فقط سکوت میکنه

هیشکی باورش نمیشه که ندیم چنین کاری کرده باشه و فقط داملا از این موضوع آگاهی کامل داره

جمره و چنک میدونن که آگاه از شنیز به شدت بدش می اومده تا سر حد انتقام ولی بعید میدونن که چنین کاری رو کرده باشه

بعد از اتمام فرایند بازجویی و آزمایشات مربوط به صحنه ی جرم ، ندیم به بازداشتگاه فرستاده میشه

در بازداشتگاه وسایل اضافی ندیم از اون تحویل گرفته میشه

جرن با استرس با مادر بزرگش تماس میگیره و میگه که من از قبل داخل خودکار ندیم دستگاه ضبط صدا گذاشتم.

این دستگاه همه چیز رو برملا میکنه

نریمان میگه به هر حال هر طور که شده باید خودکار پیدا بشه

جرن میره پیش پلیس و میگه من وسایل شوهرمو میخوام. پلیس میگه که ما وسایل رو به پدر مضنون تحویل دادیم

آگاه پلاستک وسایل پسرش رو میده به جهانگیر و میگه که پلاستیک رو به خونه ببر

 

از داخل نایلون خودکاری که کار ضبط صدا رو انجام داده بود به زمین می افته . آگاه اونو برمیداره و میذاره جیب خودش

جرن میره پیش آگاه و به اون میگه که وسایل ندیم کجاست؟؟؟

اون می فهمه که وسایل پیش جهانگیره ….برای همین پیش اون میره تا وسایل رو بگیره تا بلکه بتونه خودکار رو به دست بیاره

آگاه پای وکیلش رو وسط میکشه و ازش میخواد که هر چه سریع تر ، قضیه ختم به خیر بشه

اون به سمت بهارستان روانه میشه…داملا وقتیکه آگاه رو میبینه عصبانی میشه و بهش میگه تو باید پیش ندیم برگردی اون مهم تره

اون ندیم رو قاتل مادرش میدونه و براش قابل درک نیست که چرا آگاه در این شرایط حمایت میکنه

فشار عصبی زیادی به داملا وارد میشه و قش میکنه

وقتی جرن وسایل رو به خونه میبره متوجه میشه که خودکار در بین وسایل نیست و خیلی عصبی میشه

عزیزان داستان قسمت ۱۰۹ سریال ترکی استانبول ظالم را با ذکر جزئیات بیان کردیم امیدواریم این قسمت ۱۰۹ مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشه

داستان قسمت ۲۳۰ سریال ترکی سیب ممنوعه

داستان سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۳۰ به صورت خلاصه و کامل

بعد از اینکه ییلدیز می رود اریم شادمان و مسرور در جمع پدر و بچه ها خبر از بورسیه شدن می دهد

بچه ها از این اتفاق حسابی خوشحال می شوند و اریم را تحسین می کنند

آسمان خانم به کنج عزل خویش می رود و احساس غریبی می کند او البته این کار را انجام می دهد تا اعضای خانواده راحت باشند.

سپس هالیت او را صدا می زند تا در جمع حضور داشته باشد زیرا او را جزئی از خانواده قلمداد می کند

شاهیکا و اندر پس از اینکه کریم به خانه ی کایا می آید مدام به یکدیگر کنایه می زنند

اندکی بعد وقتی که ییلدیز به خانه ی آن ها می آید وقتی کریم را می بیند شگفت زده می شود

در این میان شاهیکا حرصش می گیرد او نمی دانسته که کریم و ییلدیز پیش از این مهمانی همدیگر را می شناخته اند

ییلدیز عصبی می شود و علت دعوت شدن را از اندر جویا می شود

او میگوید که قصد من این بود که شاهیکا را حرص دهم زیرا می دانم او به کریم علاقه ی زیادی دارد

در همین حال او می گوید که من از شاهیکا بدم می آید و با تو همکاری میکنم تا لجش را در آوریم

در سر میز شام اتفاق جالبی می افتند . شاهیکا تمام تلاشش را می کند تا ییلدیز را در جمع تحقیر کند. اما کریم طرف ییلدیز است و با رفتارهایش نشان می دهد به او علاقمند است

و این رفتارها شاهیکا را به شدت عصبانی می کند..

در خانه لیلا به پدرش می گوید که ییعیت امروز از کافه اخراج شد. او به خاطر من دعوا کرد و این کار زمینه ی اخراجش را فراهم کرد

هالیت وقتی می بیند که دخترش ناراحت است با وکیلش متین تماس می گیرد و می گوید هر طور که شده ییعیت را سر کار برگردان…من نمی خواهم ناراحتی دخترم را ببینم

داستان قسمت ۲۲۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۲۲۹

تا اینجای کار همه میدانیم که این مجموعه بسیار مخاطب پذیر و جذاب بوده است و نمی توان آن را با بسیاری از مجموعه های دیگر مقایسه کرد. (از حیث مخاطب پذیری منظورم هست و نه چیز دیگری)

خب در این مجموعه تا اینجا اتفاقات زیادی افتاده است. به عنوان مثال ییلدیز از هالیت طلاق گرفته. سهام شرکت هالیت در آفریقا به ۱۰ برابر قیمت رسیده است.

شاهیکا در شرکت ریاست میکند و هالیت اینطور وانمود میکند که فقیر است و بنابراین زیر دست اوست.

البته این موضوع را به وکیلش گفته است که فعلا قصد ندارد کسی از ثروت او مطلع باشد.

در قسمت ۲۲۹ سریال ترکی سیب ممنوعه همچنین ما حال ناخوش زهرا را می بینیم و معتقدیم زهرا کمی زیاده روی کرده است در نوشیدن الکل و احتمالا اگر پدر او بفهمد قطع به یقین ناراحت و اندوهگین می شود.

در اپیزودها چیزی که بسیار خودنمایی میکند مساله کریم است……….

او به عنوان مدیر جدید و در شرکت به گونه ای رفتار میکند که نظرها را به خود جلب کرده است.

خب دوستان به زودی داستان این قسمت را روی سایت قرار میدهیم

داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۲۲۸

داستان قسمت ۲۲۸ سریال ترکی سیب ممنوعه

توی خونه اندر از کایا در مورد اینکه مدیر جدید شرکت چطور آدمیه سوالاتی می پرسه

کایا اینطور وانمود میکنه که شاهیکا مدیر جدید رو در یک مهمونی دیده و بعهدش از اون خواسته رزومه بفرسته

اندر این موضوع رو می فهمه که استخدام کریم نه براساس مهارت های کاری بلکه بر اساس جذابیت های ظاهری اون بوده….برای همین تصمیم میگیرن تا فرداشب مدیر جدید رو

به خونه دعوت کنن، کایا این پیشنهاد رو قبول میکنه

اندکی بعد از این ماجرا شاهیکا در مورد سهام شرکت سوالاتی رو از اندر می پرسه تا هدف اون از این کار رو بدونه

اندر میگه من سکوت میکنم ولی باید ده درصد از سهام شرکت رو به من بدن

شاهیکا می فهمه که زن داداشش طمع کار شده ولی این موضوع رو می دونه که اگر با پیشنهادش موافقت نکنه برای اون گرون تموم میشه و چهره ی پشت نقابش رو همه می فهمن

در خونه ی ییلدیز هالیت با چمدونش پشت در حاضر میشه، اون میگه که لوله خونه صدقی ترکیده و اون مجبوره پیش ییلدیز باشه ، اون از شوهر سابقش استقبال میکنه

لیلا و ییلدیز وضعیت وخیم زهرا رو میبینن و اینکه در نوشیدن الکل زیاده روی میکنه با این وجود به دلیل مشکلات عدیده ای که وجود داره دوست ندان پدرشون از این موضوع آگاهی پیدا کنه

داستان قسمت 228 سیب ممنوعه

وضعیت ناخوش زهرا در قسمت ۲۲۸ سیب ممنوعه

در قسمت ۲۲۸:

اونا به اتاق خواهرش میرن و تلاش میکنن تا سر حال بشه و سر میز شام حاضر بشه ، چون هالیت سراغ اونو میگیره

در سکانس بعدی اریم به کایا میگه که دوست داره هالیت رو به خونه دعوت کنه

همه از این موضوع استقبال میکنن ولی شاهیکا میگه که هالیت اینجا نمیاد چون زیردست منه و از این موضوع معذب میشه

همه از دست شاهیکا عصبی و ناراحت میشن بخصوص اریم….اون شام نمیخوره و ییعیت و کایا همراه اون بیرون میرن تا بلکه حال روحیش تغییر کنه

در این گیرودار اندر در مورد مدیر جدید شرکت و اینکه همه در شرکت عاشقش شدن سوالاتی رو می پرسه

اونم حرصش میگیره و میگه من به کریم هیچ اهمیتی نمیدم ولی نمیخوام این مساله رو کسی بفهمه

کریم دم در خونه ییلدیز حاضر میشه وقتی ییلدیز اونو میبینه شوکه میشه و دوس نداره هالیت اونو ببینه

اون به بهونه همسایه بیرون میاد و از کریم می پرسه چرا اومدی اینجا؟؟؟

کریم بهش میگه تو مقابل شوهر سابقه ت تظاهر میکنی که منو نمیشناسی میتونم بپرسم چرا؟

بعد از اون با کریم شروع به جر و بحث میکنه و اونو به زور از محل دور میکنه و میگه حق نداشتی آدرس خونه ی ما رو پیدا کنی

کایا همراه با اریم و ییعیت در خانه ی صدقی حاضر میشن، اونا میگن چون لوله خونه ترکیده بود. هالیت به خونه زن سابقش رفته

کایا خونه ی صدقی رو مرتب میکنه و به این قضیه که لوله خراب بوده شک میکنه

اندر میگه که منم حس میکنم همه ش بهونه ست و به زودی دوباره به ییلدیز پیشنهاد ازدواج میده و این نشونه ی علاقشه

در شرکت شاهیکا کریم رو صدا میزنه و میگه امشب برای شام خونه ی من دعوتی

به نظر میرسه اون به کریم علاقمنده و میخواد اونو تحت تاثر قرار بده

اندر به خونه ی یلدیز میره و اونو برای شام دعوت میکنه اما در مورد کریم هیچ حرفی نمیزنه

در قسمت ۲۲۸ سریال ترکی سیب ممنوعه شما داستان را خواندید سایر اپیزود های سیب ممنوعه را هم در خدمت شما عزیزان هستیم

 

داستان قسمت ۲۵ سریال کادین (زن)

داستان سریال کادین قسمت ۲۵- زن

شیرین خوشحال و شادمان می شود او به پدرش خبر می رساند که مادرش به هوش آمده و حالش خوب است

انور با عجله ی زیادی لباس هایش را عوض می کند و گوشی سلرپ را در کمد خود می گذارد او گوشی را از اتاق شیرین پیدا کرده است

شیرین با حالت موذیانه ای خود را به بدحالی میزند. انور حالش را می بیند و به او می گوید که بهتر است در خانه بمانی و استراحت نمایی

بعداز اینکه انور می رود . شیرین همه جای اتاق پدرش را زیر و رو می کند اما چیزی پیدا نمی کند .او عصبانی می شود و جیغ می کشد

خدیجه به هوش می آید و در همین حال انور به او می گوید نگران شیرین نباشد. سپس بر دستانش بوسه می زند

آن طرف قضیه، ژاله خبر به هوش آمدن مادرش را به بهار می دهد

بهار از شادمانی خیلی زیاد گریه می کند و اتفاقا به بچه ها می گوید که گریه اش برای خوشحالی است و نه چیز دیگری

داستان قسمت ۱۸۷ سریال ترکی دستم را رها نکن

داستان سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت ۱۸۷

ازرا را روز دادگاه به زندان منتقل می شود. او در خواب مرت را می بیند و به ازرا می گوید که جایش در باغ خوب است و از او می خواهد که همیشه عاشقش باشد.

مرت علارغم اصرار ازرا او را ترک می کند

مراسم خاکسپاری مرت برگزار می شود. ازرا به همراه ماموران به مراسم می آید. حال او خیلی بد است و گریه ی او اشک همگان را در آورده است

ازرا اصرار دارد تا مرت را در قبر نگذراند و نمی خواهد تا مرت را تنها بگذارد

جنک سعی در آرام کردن ازرا دارد…هر کس به نحوی خاطرات خود با مرت را مرور می کند. اردا و فریده خانم ، خطراتشان را با مرت مرور می کنند.

آن ها بشدت اندوهگین می شوند که او از میانشان رفته است.

جنک هم به علت تصادفی که کرده است خودش را در مرگ او مقصر می داند. بعد از اینکه مراسم خاکسپاری به پایان می رسد.مامورین ازرا را به زندان بر می گردانند

سومرو در بیمارستان بستری شده است. او از مردن مرت ناراحت است و به عکسش خیره می شود. کمی بعد هولیا وارد اتاق می شود و سعی در دلداری دادن سومرو دارد.

او می گوید که مرت را مانند بچه ی خودش دوست داشته است و از دست دادنش خیلی عذاب آور است. او دلش پر است و می گوید که خانواده ی جرن تاوان کارهای خود را پس خواهند داد.

داستان قسمت ۲۲۱ سریال ترکی سیب ممنوعه

سریال سیب ممنوعه داستان قسمت ۲۲۱

شب توی خونه اندر ماجرای بیرکن شدنش توسط شاهیکارو تعریف میکنه و خیلی از این بابت عصبیه.

اون میگه که باید بتونه سهام دیگه شرکت رو از بانک بگیره تا اون دست شاهیکا نیفته.

کایا از اون میخواهد که دنبال کار دیگه ای بره اما اندر میگه که تمام زحماتشو توی این شرکت کشیده و میخواهد همانجا کار کنه.

کایا از رابطه شاهیکا و اندر کلافه است و نمیدونه باید چیکار کنه.

توی خونه ییلدیز بچه ها همه دور هم جمع شدن و کمی بعد هالیت هم میاد.

اونها سر میز مینشینند و بعد از دور هم بودن و عکس گرفتن موقع شام زهراو لیلا به هالیت خبر میدن که از فردا قراره سرکار برن.

هالیت توی دلش ناراحت میشه اما چیزی نمیگه.

ییلدیز برای این که ماجرارو طبیعی جلوه بده از لیلا و زهرا حمایت میکنه و انها رو تشویق میکنه.

توی خونه ی کایا وقتی که شاهیکا سرمیز شام میاد دوباره شروع به کنایه زدن به اندر میکنه و باهم بحثشون میشه.

کایا وقتی نمیتونه شاهیکارو ساکت کنه عصبانی میشه و به همراه ییعیت از خونه بیرون میره تا اون هارو تنها بذاره.

اندر هم از حرص به اتاقش میره.

شاهیکا با خونسردی سر میز شام میشینه و به تنهایی مشغول خوردن میشه.

توی خونه ییلدیز اون هالیت جان رو به اتاق میبره تا بخوابونه.

هالیت هم به اتاق میره و بخاطر این که ییلدیز حمایتش کرده و مثل دیگران ترکش نکرده از اون تشکر میکنه و بخاطر تمام بدی هایی که در حقش کرده ازش عذر میخواهد.

ییلدیز متاثر میشه و برای این که هالیت را ناراحت نبینه میگه که اونو بخشیده.

اون ها متوجه میشن که هالیت جان تب کرده و برای همین اون رو به بیمارستان میبرن.

نقشه کایا برای خواهرش در قسمت ۲۲۱ سیب ممنوعه

در قسمت ۲۲۱ سیب ممنوعه داریم که:

کایا و ییعیت تصمیم میگیرند برای بهتر شدن رابطه اندر و شاهیکا جلوی اون ها فیلم بازی کنند.

اونها وقتی به خونه میان کایا خودش رو به دلدرد میزنه.

اندر و شاهیکا سر این که برای درمان اون چی درست کنن و بهش چی بدن با هم بحث میکنن.

کایا و یعیت میفهمن که این نقشه روی اون ها جواب نداده و عوض متحد شدن بدتر شدن.

نداشتن موجودی کارت های هالیت در قسمت ۲۲۱ سی ممنوعه

در قسمت ۲۲۱ داریم

در بیمارستان بعد از معالجه هالیت جان وقتی که هالیت برای پرداخت هزینه درمان به پذیرش میره هیچکدوم از کارتهای بانکیش موجودی کافی ندارن.

دونفر وقتی هالیت رو میبینن پنهانی از این صحنه فیلم میگیرن تا خبرشو پخش کنند.

وقتی ییلدیز متوجه میشه که هالیت پول کافی برای پرداخت نداره خودش به پذیرش میره و هالیت رو بالای سر هالیت جان میفرسته و پول رو پرداخت میکنه.صبح عکس و فیلم شب گذته هالیت توی روزنامه ها پخش میشه.

ییلدیز از این قضیه ناراحت میشه و نگران حال هالیته.مادر ییلدیز از این که ییلدیز بیش از اندازه به هالیت اهمیت میده مدام سرزنشش میکنه.هالیت از شنیدن این خبر عصبانی میشه.

صدقی سعی داره اونو اروم کنه بعد به هالیت میگه که برای یه سوپرمارکت قراره شروع به کار کنه و درمورد هالیت هم به اونها گفته و هالیت میتونه برای کارهای حسابداری سوپرمارکت به اونجا بره.هالیت که میدونه توی کارهای ساخت و ساز برای اون کاری پیدا نمیشه ناچاره قبول کنه.

خب دوستان داستان قسمت ۲۲۱ سریال ترکی سیب ممنوعه به تفضیل بیان شد …با سایر اپیزود ها در خدمت شما سروران گرامی هستیم

1 از 9 1 2 3 4 5 6 7 8 9